بهترین کار این است که از توصیف صحنه'>صحنه شروع به نوشتن کنید. این کار در همه زمینههای نوشتاری مانند نمایشنامه نویسی و فیلمنامه نویسی شایع است و اگر آثار ادبی نویسندگان بزرگ را نیز مطالعه کنید متوجه میشوید که آنها نیز از توصیف صحنه داستان را شروع و به پایان رساندهاند.
پس برای نوشتن تنها لازم است که مکان داستانی را توصیف کنید. خواننده باید بداند که قصه کودکانه در چه مکانی اتفاق میافتد.
سعی کنید توصیف صحنه و مکان داستانی را به سمت و سویی ببرید که به مکان شخصیت ببخشید. نه زیاد طولانی که خواننده خسته شود ( مانند توصیفهای طولانی نویسندگانی مانند بالزاک و ...) و نه بیش از حد کوتاه که خواننده فرصت درک مکان و زمان را از دست بدهد.
شخصیتهای شما که با آن خون و دل خوردن، ساخته و پرداخته اید، پیرنگ و همه عناصری که تا کنون از آنها اسم برده و یا توضیح داده شد باید در یک ظرف مکانی و زمانی قرار بگیرند. استفاده درست و کاربرد درست صحنه بر حقیقی بودن داستان کودکانه میافزاید و این انتخاب درست مکانِ وقوع داستان، به قابل قبول بودن حوادث و اتفاقات کمک میکند. این داستانها میتواند تخیلی، فانتزی و یا واقعی باشند اما هر چه که باشد نیاز به بسترسازی مناسب دارند.
یادتان باشد این موضوع مهم است چرا که شخصیت اصلی و یا شخصیتهای مهم شما بیشتر وقتشان را در آن سپری میکنند پس باید درست طرحریزی شود.
شما میتوانید برای شخصیتهای خود صحنهای خلق کنید که واقعی نیست و زاییده ذهن خلاق شما است؛ اما باید به نحوی آن را توصیف و شرح دهید که در ابتدا خود شما و بعد از آن خوانندگانتان آن را باور کنند.
این کار به این دلیل صورت میگیرد تا خواننده بتواند تصویری از مکانهایی که تمام داستان در آنها به وقوع میپیوندد را در ذهن خود تداعی و آن را در ذهن خود بازسازی کند.
شاید ماجراهای شما در یک شهر اتفاق میافتد شهری که وجود دارد، فرق نمیکند میتواند تهران باشد، یا شهری از جنوب مثل بندرعباس و...اما هر چه که هست شما باید به آن شهر شخصیت بدهید و کاری کنید که روح منحصر به فرد بودن آن شهر توسط شما به آن دمیده شود.
شخصیتها و اتفاقات نیاز به بستری دارند که در آن به کارهایشان بپردازند. شخصیت در یک مکان و یا یک شهر زندگی میکند. وظیفه شما به عنوان نویسنده این است که شما به این شهر و یا مکانی که شخصیت در آن زندگی میکند شخصیت بدهید.
مهمترین وظیفه صحنه، آفریدن محیطی است که اگر موجب رخداد وقایع نشود، دست کم در نتیجهای که آنها به بار میآورند، دخیل باشد.
برای این کار نیز شما مانند خلق شخصیت نیاز به پروندهسازی دارید و از این لحاظ ساخت پرونده صحنه و شخصیت مانند هم هستند و باید دقت لازم و کافی را به کار ببرید.
هدف از پرونده سازی صحنه این است که محیطی که میخواهید شخصیت و یا فضای داستان یا قصه کودکانه در آن قرار بگیرد به آن مکان جان ببخشید. باید این بستر به نحوی طراحی شده باشد که شخصیت داستان بتواند در آن رشد کند و از سوی دیگر خواننده نیز به راحتی آن را تصور کند.
برای این که کار شما را کمی راحتتر کرده باشم در هنگام ساخت بستر به این سوالها پاسخ دهید و بستر مورد نیاز داستانتان را به این شکل خلق کنید:
- اسم مکانی که قرار است داستان کودک در آن اتفاق بیفتد چیست؟
- اسم آن از کجا منشا گرفته است؟ ( میتوانید برای مکانی که خودتان خلق میکنید منشا بیافرینید)
- محیط نزدیک کدام یک از این عوامل طبیعی است؟ نزدیک دریا و یا رودخانه است؟ نزدیک کوهستان است؟ دشتی وسیع و صاف است؟
- طبیعت چه تاثیری بر آن گذاشته است؟( نزدیک دریاست و شرجی در آن بی داد میکند. آب و هوایش به نحوی است که به جز نخل در آن درختی نمیروید و یا هوای آن منطقه به نحوی سرد است که در زمستان به مرز منفی بیست درجه سانتیگراد نیز میرسد و...)
- شهر و یا مکانی که قصه کودک در آن به وقوع میپیوندد ساختار قومی آن به شکلی است؟ آیا بیشتر مردم آنجا بومی هستند؟ یا ساختار قومی خاصی ندارد...
- شهر و یا آن منطقه به چه چیزی مشهور و شناخته شده است؟
- اگر شما به عنوان یک تازه وارد و یا یک توریست وارد آن شوید چه چیزی توجه شما را به خود جلب میکند؟
- هنگام عبور از خیابانهای شهر چه بویی به مشام میرسد؟
- و....
این سوالات را در ذهن خود داشته باشید؛ اما در هنگام نگارش داستان لازم نیست در ابتدای توصیف مکان و بستر داستان کودکانه همه آنها را با هم به کار ببرید. شما باید در چند جمله برگزیده و مناسب اجازه دهید مخاطب آن فضا را احساس کند و یا بویی که از آن مکان برمیآید را استشمام کند...
اگر شما بستر لازم را فراهم نکنید خواننده احساس میکند در یک ناکجا آباد گم شده، شناخت درست و دقیقی از پیرامون خود ندارد و به راحتی کتابی را که شما نویسنده آن هستید را به کناری میگذارد. اجازه گمشدگی را به خواننده خود ندهید. او را هرازگاهی در میانه متن به بستر و مکان وقوع حوادث برگردانید.
توصیف بستر به خصوص در داستانهای تخیلی و قصه صوتی و همچنین داستانهای تاریخی خیلی مهم است چون خواننده هیچ چشم اندازی از آن مکان و یا برهه تاریخی ندارد و این شما هستید که باید با جملات کلیدی مکان و بستر داستان را توصیف کنید.
یکی از بهترین محلها برای توصیف مکان و زمان در ابتدای داستان است؛ اما این نیز به سلیقه شما به عنوان نویسنده مربوط میشود. لازم به یادآوری است داستان ممکن است در یک مکان صورت نگیرد و یا شخصیتهای داستان ثابت نباشند و مرتب به مکانهای مختلف بروند، وقتی فصل یا صحنهای از داستان شما به پایان میرسد و قصد دارید صحنه جدید را در مکان جدیدی شروع کنید باید به خواننده بگویید که کجا رفته است.
ایجاد صحنه مناسب، به حال و هوای داستان، شخصیتپردازی کمک زیادی به شما میکند. برای مثال اگر بخواهید در محیط قتلی صورت بگیرد، یا بخواهید داستان ترسناکی را بنویسید مکانهایی مانند خرابهها و یا محیطهایی سرشار از غم و وهم انگیز به شما کمک میکند تا خواننده را با خود با همان محیط ببرید.
زمان داستان نیز برای خلق بستر مهم هستند. خواننده باید بداند داستان شما در چه برهه از زمان اتفاق میافتد. اگر داستان در زمان گذشته اتفاق میافتد زمان دقیق آن چیست؟
در چه قرنی است؟ چه فصلی از سال؟ چه روزی از ماه است؟ چه ساعتی از روز و ...
محیط اجتماعی، سیاسی و ... جامعه چگونه است؟
برای این کار باید به عنوان نویسنده محیط اجتماعی آن دوره را مطالعه کنید.
رمانهای قرن نوزدهم صفحات زیادی را برای توصیف صحنه اختصاص میدادند. این موضوع در داستانهای آن زمان به خوبی میتوان دید. آن قدر توصیفات زیادی وجود دارد که خواننده به راحتی میتواند از این صفحات بگذرد بدون اینکه به فهم داستان و ماجراهای آن لطمه وارد کند. اما این شیوه قدیمی شده و خوانندگان کنونی دیگر زمان زیادی را به خوانش توصیفات صحنه که توسط نویسندگان به کار میبرد نمیگذراند امروزه صحنه و بستر سازی آن بخشی از خصوصیات روحی و روانی شخصیت است.
تمرین:
خصوصیات شهری که در آن زندگی میکنید و یا شهری که احساسات را در شما برمیانگیزاند را توصیف کنید.
اتاقی را که در آن هستید را توصیف کنید.
خاطرهای را که دوست دارید را با شرح صحنه بنویسید.
بهترین اینفوگرافی ها چه ویژگیهایی دارند؟...ما را در سایت بهترین اینفوگرافی ها چه ویژگیهایی دارند؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 106